×
دوشنبه، ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
۱۵ ۱۳۹۸/۱۲/۱۰ ۱۶:۵۶

مرغ دزدی مرا تبهکاری بزرگ کرد


این سارق جوان که سرنوشت عجیبی دارد از مرغ دزدی به یک سارق حرفه ای تبدیل شده است و می گوید به خاطر همسرش دیگر خلاف نمی کند. چندی قبل مرد جوانی در تماس با ماموران پلیس کرج از حضور دزدان در خانه اش خبر داد و خیلی زود گروهی از ماموران برای تحقیقات ابتدایی به محل سرقت در منطقه مهرشهر کرج رفتند. ماموران با حضور در محل پی بردند که دزدان از مسیر پنجره قصد ورود به خانه را داشتند که در همان لحظه صاحبخانه وارد خانه شده است و دو سارق با دیدن او از مسیر بالکن پا به فرار گذاشته اند.

تجسس ها نشان از آن داشت که سارقان پس از فرار از پشت ساختمان به خیابان اصلی رفته و با تهدید چاقو جلوی یک خودروی پراید را گرفته و راننده را مجبور به فراری دادن آن ها کرده اند.به این ترتیب گروهی از ماموران اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی کرج برای تحقیقات ویژه و دستگیری عاملان این سرقت نافرجام وارد عمل شدند که در ابتدا اقدام به انگشت نگاری از محل ورود و خروج دزدان کردند و در گام بعدی دوربین های مداربسته در مسیر فرار دزدان را مورد بازبینی قرار دادند.

کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات در بررسی تصاویر دوربین های مداربسته یکی از سارقان حرفه ای و سابقه دار را به نام مجید  شناسایی کردند و به این ترتیب ردیابی ها برای دستگیری این سارق در دستور کار ماموران قرار گرفت. تجسس های فنی ادامه داشت تا این که مخفیگاه مجید و همدست او شناسایی شد و ماموران در آخرین روزهای بهمن در یک عملیات غافلگیرانه آن ها را دستگیر کردند.

مجید ابتدا خود را بی گناه می دانست اما وقتی در برابر تصاویر دوربین مداربسته و راننده پراید قرار گرفت به ناچار لب به سخن گشود و به سرقت نافرجام خود اعتراف کرد.گفت و گو با سارق همه فن حریفمجید ۳۰ ساله که یکی از سارقان سابقه دار است ادعا می کند بچه کف خیابان بوده و نبود پدر و مادر باعث شده تا او یک سارق شود.

سابقه داری؟بله، اولین بار سال ۸۹ دستگیر شدم و سال ۹۲ آزاد شدم و دوباره سال ۹۶ دستگیر شدم و تا سال ۹۷ زندان بودم.به چه جرمی؟سرقت خانه و زورگیری.از چند سالگی شروع به سرقت کردی؟۱۷ ساله بودم که دزدی کردم.چرا؟رفیق ناباب و نبود خانواده بالای سرم باعث شد که  مسیر دزدی را انتخاب کنم.نبود خانواده؟بله، پنج ساله بودم که پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند، هفت ساله بودم که پدرم ازدواج کرد و به دنبال زندگی خودش رفت و بعد از آن ۹ ساله بودم که مادرم ازدواج کرد و من این وسط تنها ماندم.

رفیق ناباب چه نقشی داشت؟خوب در کف خیابان دکتر و مهندس که دستمان را نمی گیرد، دوستان ناباب به سراغم آمدند و با آن ها همراه شدم.اولین بار چه چیزی سرقت کردی؟اولین بار مرغ دزدیدم.چرا مرغ؟می خواستم با دوستانم دزدی کنم ولی می ترسیدم به همین خاطر برای این که ترسم بریزد مجبور شدم با مرغ دزدی شروع کنم.تاثیر داشت؟نه زیاد ولی با دوستانم به سرقت رفتم.

با پول های سرقتی چه کردی؟یک موتور خریدم و هرچه به دست آوردم صرف خوشگذرانی هایم کردم.شیوه و شگرد؟از پنجره وارد خانه ها می شدیم، دوستم مسعود خانه ها را نگاه می کرد و وقتی چراغ خانه ها خاموش بود وارد ساختمان می شدیم وقبل از ورود چند ضربه به پنجره می زدیم وقتی چراغی روشن نمی شد با اطمینان از این که کسی داخل خانه نیست دست به سرقت می زدیم.

.چه چیزهایی سرقت می کردی؟هرچیزی را که به پول تبدیل می شد سرقت می کردیم.اعتیاد داری؟نه.ازدواج کردی؟تازه ازدواج کردم.همسرت می داند دزدی می کنی؟بله، ولی توبه کرده بودم و دیگر دزدی نمی کردم.چیزی از پول های سرقتی برایت مانده است؟هیچی، نصف جوانی ام را داخل زندان بودم.....


کد خبر : 1247478  |  سرپوش

اخبار مرتبط

در خبرها

پربیننده ترین خبرها

آخرین عکسهای خبری