×
سه‌شنبه، ۴ تیر ۱۳۹۸
۴ ۱۳۹۸/۳/۲۲ ۱۴:۲۸

بازسازی صحنه جنایت های هولناک در پاتوق سیاه انجام شد


مرد شیشه ای که تاکنون به ارتکاب سه قتل در «پاتوق سیاه» اعتراف کرده است، راز جنایت های سریالی خود را در حضور قاضی ویژه قتل عمد فاش کرد.به خراسان، این متهم ۳۸ ساله که سال های زیادی از عمرش را پشت میله های زندان گذرانده است، صبح روز گذشته توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به شهرک مهرگان هدایت شد تا صحنه جنایت های وحشتناک خود را بازسازی کند.

بنابراین گزارش، خبر حضور قاتل سریالی طی چند دقیقه در شهرک مهرگان پیچید و جمعیت زیادی در محل «پاتوق سیاه» تجمع کردند تا چهره جوانی را ببینند که سه قتل را بیخ گوش آن ها انجام داده بود! درِ حیاط منزل مسکونی که به «پاتوق سیاه» معروف شد، احتمالا توسط سارقان مورد دستبرد قرار گرفته و بخش هایی از دیوارهای این منزل ویلایی نیز تخریب شده بود! در عین حال عامل قتل های سریالی در حالی که سعی می کرد چهره ای پشیمان از خودش به نمایش بگذارد و بیان می کرد به خاطر عذاب وجدان خواب از چشمانش ربوده شده است با دستور قاضی کاظم میرزایی مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد تا راز جنایت هایش را فاش کند.

«علیرضا-ر» پس از تفهیم اتهام سه قتل از سوی قاضی شعبه ۲۱۱ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد خود را آماده کرد تا زوایای پنهان این پرونده حساس را بیان کند اما قبل از آن سرهنگ نجفی و سرهنگ سرایانی (دو تن از افسران پرونده) به تشریح خلاصه ای از اعترافات متهم در مراحل بازجویی و چگونگی وقوع جنایت ها پرداختند و بعد از آن متهم با خونسردی کامل ماجرای قتل برادرش را شرح داد و گفت: جبار حدود ۱۰ سال از من بزرگ تر بود اما به خاطر اعتیادش جثه ضعیفی داشت.

من و او بر سر موضوع ارثیه دچار اختلاف شده بودیم تا جایی که برادرم با دوستانش چند بار قصد قتل مرا داشتند آن ها همین خانه را زمانی که خواب بودم به آتش کشیدند تا چنین وانمود کنند که من به خاطر اعتیاد و در حالت خماری یا نشئگی دچار سوختگی شده ام! با این حال هر روز اختلافات ما با او که در همین منزل ارثیه ای زندگی می کرد، شدت می گرفت تا این که زمستان گذشته روزی تصمیم به قتل او گرفتم.

آن روز وقتی وارد خانه شدم، برادرم داخل اتاق بود، بلافاصله از پشت سر چند ضربه به سرش کوبیدم و سپس از او خواستم تا دست هایش را در اختیارم بگذارد که آن ها را با طناب ببندم برادرم اصلا فکر نمی کرد که من قصد کشتن او را دارم به همین دلیل خیلی کم مقاومت کرد! من دست و پاها و دهانش را بستم! متهم در حالی که این جملات را خیلی طبیعی و با خونسردی بر زبان جاری می کرد به چند کاشی شکسته در محل نیز چشم دوخت و ادامه داد: البته با این کاشی ها چند ضربه هم به سرش زدم و بعد هم مقداری از لوازم منزل را روی سرش ریختم تا این که خفه شد.

سپس جسدش را کشان کشان به اتاق (انباری) آن سوی حیاط (اکنون دیوارهای انباری مذکور تخریب شده) بردم و رها کردم دو روز بعد بوی تعفن جسد بلند شد و مشامم را آزار می داد برای آن که از شر جسد خلاص شوم آتشی با خار و خاشاک و چوب در گوشه حیاط برافروختم و جسد برادرم را به آتش کشیدم ولی باز هم نمی دانستم با جسد سوخته چه کنم! این بود که چمدان مسافرتی را آوردم و جسد سوخته را در آن گذاشتم و آن را درون چاله ای که در حیاط منزل حفر کرده بودم، انداختم و دفن کردم.

.مدتی از این ماجرا گذشت و من همچنان به زندگی روزمره خودم ادامه می دادم و گاهی هم مواد مخدر صنعتی می فروختم تا این که روزی جلیل (یکی از دوستان جبار) زنی حدود ۵۵ ساله را برای استعمال مواد مخدر به خانه ام آورد، او از خیلی قبل با برادرم دوست بود و به طور آزادانه به منزل ما رفت و آمد داشت. آن روز.....


کد خبر : 602689  |  سرپوش